تیم جعلی روشنفکران مدرن و تروریسم
- Nihat Yalçındağ
- 21 hours ago
- 5 min read

مدرنیستهای قلابی، تیم روشنفکری
پروفسور اوکتای سینانوغلو در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ چنین گفت.
«
فرهنگ به معنای اجرای باله در حکاری نیست.
فرهنگ این نیست که هر از گاهی برای خودنمایی به کنسرت برویم.
مدرنیته به معنای سگگردانی در کوچههای مودا نیست.
ما یک طبقه روشنفکر شبه مدرن ایجاد کردهایم.
نه تنها در کشور ما، بلکه در تمام مستعمرات، یک طبقه روشنفکر شبه مدرن پرورش یافته است. اینها افرادی هستند که از فرهنگ خود جدا شدهاند، حتی از ملت و مردم خود بیزارند، با فرهنگ خود بیگانهاند، اما گهگاه سخنرانیهای پوپولیستی ایراد میکنند.
ترکیه نیز از این مشکلات رنج برده است.
تحسین غربی و توهمات ادراکی
اطلاعات نادرست، که دائماً توسط «آتاتورکیستهای پنهان» و روشنفکران طرفدار استعمار تکرار میشد، سالها بر جامعه تسلط داشت. برای مدت طولانی، مردم ترکیه نوشتهها و ایدههایی را که از نویسندگان غربی نقل قول میکردند و گهگاه از چند کلمه لاتین یا انگلیسی استفاده میکردند، به عنوان نوشتهها و ایدههای صحیح و ارزشمند میپذیرفتند.
غرب پیوسته به عنوان مرکز دموکراسی و آزادی به تصویر کشیده میشد. این باور گسترش مییافت که در غرب، جان انسان از هر چیز دیگری ارزشمندتر است.
اما آیا این درست است؟
تمدن غرب فرهنگی دارد که همه چیز را منحصراً برای خود میخواهد و وقتی منافع اقتصادیاش حکم میکند، ارزشهای انسانی را نادیده میگیرد.
تاریخ غرب مملو از جنایات علیه بشریت است که باید مجازات شوند، از جمله جنایاتی که در جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، هیروشیما و ناکازاکی، ویتنام، رواندا، افغانستان، عراق، لیبی، اوکراین و اخیراً در غزه مرتکب شده است.
آن گروه از روشنفکران قلابی که اوکتای سینانوغلو به آنها اشاره میکند، این جنایات غرب را نادیده میگیرند.
جهانی شدن و قدرت نرم
بزرگترین مانع برای دسترسی شرکتهای جهانی به مواد خام، نیروی کار و بازارها، دولت-ملتهایی هستند که برای محافظت از داراییهای اقتصادی ملی خود، یعنی مواد خام، نیروی کار و بازارها، تلاش میکنند.
شرکتهای جهانی ابتدا با قدرت نرم به ساختارهای دولت-ملتهایی که مانع آنها میشوند حمله میکنند و اگر این کافی نبود، به نیروی نظامی متوسل میشوند.
حمله قدرت نرم چیست؟ این حمله شامل وادار کردن طرف مقابل به دادن چیزی است که شما میخواهید. شهروندانی که در معرض حملات قدرت نرم قرار میگیرند، متقاعد میشوند که دولت-ملت غیرضروری و مضر است. این دروغ رواج پیدا میکند که یک اقتصاد کاملاً مستقل به معنای «انزوا از جهان» است. وقتی مصطفی کمال یک اقتصاد کاملاً مستقل را اجرا کرد، خود را از جهان خارج منزوی نکرد؛ برعکس، همکاریهای منطقهای را افزایش داد. امروزه، چین، دومین اقتصاد بزرگ جهان، ضمن اجرای سیاستهای اقتصادی کاملاً مستقل، روابط اقتصادی خود را با کل جهان توسعه داده است.
کسانی که برای حفظ فرهنگ ملی، به ویژه زبان، تلاش میکنند، با برچسب «مرتجع» و «ناسیونالیستهای افراطی» طرد شده و به حاشیه رانده میشوند.
اگرچه همه کشورهای اروپایی کشورهای تولیدکننده کشاورزی و دام هستند، شهروندان کشورهایی که در آنها قدرت نرم اعمال میشود، به این باور میرسند که کشاورزی و دامداری مشاغل ابتدایی هستند.
در حالی که کنسرتهای فاضل سایین، پیانیست مشهور جهان، در کشورهای اروپایی به دلیل عدم تایید قتل عام غزه لغو شد، در این کشور، که قدرت نرم اعمال میشود، این ایده که گروههای مذهبی و قومی میتوانند آزادانه نظرات خود را بیان کنند و در اعمال خشونتآمیز شرکت کنند، دائماً تبلیغ میشود و ادعا میشود که این از الزامات دموکراسی است.
بارزترین و پیشرفتهترین نمونه قدرت نرم در جهان، سازمان تروریستی فتو (FETÖ) است. این سازمان برای اجرای تمام خواستهها و برنامههای شرکتهای جهانی، ایالات متحده و اتحادیه اروپا در ترکیه و خاورمیانه، با اشتیاق و تمایلی بیشتر از خود ایالات متحده، طراحی شده بود. هنگامی که دولت ترکیه این طرح قدرت نرم را خنثی کرد، دسیسه جهانی به نیروی نظامی متوسل شد. این تلاش نیز توسط جمهوری ترکیه قاطعانه و با موفقیت در هم کوبیده شد.
جمهوری و روابط ترکها و کردها
برخی از ژنرالها، سیاستمداران و نویسندگان بازنشسته در وبسایتها و تلویزیون ادعا میکنند که حزب دموکراتیک خلقها برای کشور ما ضروری است. بسیاری از آنها روشنفکر نما نیستند؛ آنها ممکن است افراد بسیار آگاه و ارزشمندی باشند. با این حال، آنها با دیدگاهها و نقطه نظرات کلی خود مشکلات جدی دارند.
یک روش پیچیده برای استفاده از قدرت نرم شامل شناسایی نکات ناپخته و غیرواقعی در جهانبینی افراد مورد اعتماد و احترام در یک جامعه و سپس تلاش برای دستکاری افکار عمومی با افزودن یک دروغ به فهرست حقایق آنهاست.
کسانی که از لزوم حزب دموکراتیک خلقها در منطقه دفاع میکنند، ادعا میکنند که فقر منشأ تروریسم در منطقه است.
هنگام تحلیل تروریسم پ.ک.ک، این ادعا که ریشههای آن در فقر منطقه نهفته است، ناقص، نادرست و عمدی است. ترکها و کردها دو ملت در هم تنیده هستند که نزدیک به هزار سال در کنار هم زندگی کردهاند. آنها با داشتن اهداف، احساسات، مذاهب و سنتهای یکسان، با وجود ایجاد کشورهای جداگانه، در هزاره گذشته در صلح و هماهنگی تحت یک کشور زندگی کردهاند. موقعیت کردها هرگز مانند سایر اقلیتها نبوده است. آنها همیشه عنصری اساسی در تأسیس ایالات متحده بودهاند. مقایسه این وضعیت با مشکلات اقلیتها در کشورهای دیگر، به ویژه اسپانیا و انگلستان، اساساً اشتباه و عمدی است.
به دلیل اصلاحات اقتصادی جمهوری بین سالهای ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۸، که از منافع اقتصادی مردم محافظت میکرد و تحسین جهانی را برانگیخت، گروهها و افراد مختلفی که امتیازات اقتصادی خود را از دست داده بودند، علیه دولت شورش کردند. این گروهها، که به ویژه توسط بریتانیاییها حمایت میشدند، با محکوم کردن مشکلات اجتماعی و اقتصادی موجود، پیروانی پیدا کردند.
جمهوری جدید، مستقل از وابستگی اقتصادی به خارج و با رد قیمومیت، گامهای مهمی برای حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی برداشت، ضمن اینکه این شورشهای ضدانقلابی، مصنوعی، مذهبی و قومی را با عملیات نظامی شدید تا سال ۱۹۳۸ سرکوب کرد.
تا دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، زمانی که ایالات متحده دوباره نفوذ خود را در ترکیه افزایش داد، هیچ مشکل اجتماعی عمدهای ناشی از دلایل مذهبی یا قومی وجود نداشت. از سال ۱۹۳۸، به لطف مدیران دولتی که استقلال کامل اقتصادی و سیاسی جمهوری تازه تأسیس را رها کردند، آموزش ملی ترکیه، اداره دولتی ترکیه و مطبوعات و رسانهها به تدریج بین سالهای ۱۹۳۸ تا ۱۹۸۰ تحت کنترل آمریکا قرار گرفتند. در نتیجه، عناصری که ساختار اجتماعی را تشکیل میدادند، یکی پس از دیگری شروع به فروپاشی کردند و سرانجام، با کودتای ۱۹۸۰ و تصمیمات اقتصادی ۲۴ ژانویه، ۴۲ سال انباشت اقتصادی جمهوری ترکیه به شرکتهای جهانی تحت کنترل ایالات متحده و اتحادیه اروپا منتقل شد.
جهانی شدن و روابط ترکیه و کردها
آیا همانطور که بسیاری از نویسندگان گفتهاند، منشأ تروریسم پ.ک.ک «اجتماعی-اقتصادی» است؟
چرا به جای «اجتماعی و اقتصادی» از اصطلاح «اجتماعی-اقتصادی» استفاده میشود؟
ریشه تروریسم پ ک ک در مشکلات اجتماعی و اقتصادی منطقه نیست.
ریشه تروریسم پ.ک.ک در
ریشه مشکل تروریسم
در حالی که ریشه مشکل آشکار است، به اصطلاح روشنفکران، که با اطلاعات قدرت نرم غرب بمباران شدهاند و قادر به انتقاد از غرب نیستند، ادعا میکنند که مشکل در ساختار اجتماعی و اقتصادی منطقه نهفته است.
و بار دیگر، این ایده در حال قوت گرفتن است که وجود یک حزب سیاسی که از طریق قدرت نرم به این مشکلات رسیدگی کند، مفید خواهد بود. چگونه میتوان یک حزب سیاسی با پیوندهای آشکار با یک سازمان تروریستی که با ایالات متحده، منبع تمام مشکلات منطقه، همکاری میکند را توضیح داد؟
مشکلات اجتماعی و اقتصادی منطقه در درجه اول یک پیامد هستند، نه یک علت.
نتیجهگیری
کسی شما را به قطب شمال میبرد، شما را در داخل یک ساختمان رها میکند، لباسهایتان را میگیرد، پنجرهها را میشکند، شما را با داروی سرماخوردگی تنها میگذارد و میرود. درمانده، دارو را میخورید. به اصطلاح روشنفکران ما میگویند راه حل این نیست که دارو را بخورید، بلکه باید پنجرههای ساختمان را تعمیر کنید و برای شما لباس تهیه کنید. این رویکرد هیچ مشکلی را حل نمیکند. مشکل ساختمان یا لباسها نیستند. مشکل قدرتی است که شما را به قطبها برده، پنجرههایتان را شکسته، لباسهایتان را گرفته و دارو را به شما فروخته است. راه حل این است که از بردن شما به قطبها توسط هر کسی جلوگیری کنید، از لباسها و ساختمان خود محافظت کنید و در صورت لزوم از دارو استفاده کنید.
منبع تروریسم پ.ک.ک، قدرت جهانی است که داراییهای اقتصادی ترکیه را تصاحب میکند، ساختار اجتماعی آن را مختل میکند و سپس برای حل مشکلات ایجاد شده توسط این اختلال، به ما پیشنهادهایی میدهد و به ما سلاح میفروشد.
راه حل در رهایی خود از کنترل قدرتهای جهانی که مشکل را ایجاد میکنند و پاسخ قاطع و لازم به هرگونه اقدام علیه دولت، با اقتصاد و ارتشی قوی نهفته است. ترکیه، با فراز و نشیبهایش، از سال ۲۰۱۵ تلاش کرده است تا این درک را که در سال ۱۹۳۸ کنار گذاشته بود، احیا کند.
با عشق و احترام،
نیهات یالچینداغ




Comments