توسعه تاریخی و آینده روابط ترک-عرب و ترک-کرد
- Bilimsel Siyaset Kurultayı

- 4 hours ago
- 5 min read
بهرهبرداری از تفاوتهای مذهبی و قومی برای اهداف جداییطلبانه نهفته است.
روابط ترک-عرب، ترک-کرد / کنگره سیاست علمی 2021-05-25 23:06
آنچه که به عنوان «مسئله شرق» به عنوان یک سیاست غربی اجرا میشود، بر تأمین وابستگی اقتصادی و بهرهبرداری از تفاوتهای مذهبی و قومی برای اهداف جداییطلبانه متمرکز است. این تحریک، که با حمایت مالی و سیاسی تقویت میشود، به یک سیاست سیستماتیک و مداوم دخالت خارجی تبدیل میشود. این سیاست، همراه با حکومتداری ضعیفی که قادر به رسیدگی به مشکلات جمعیتهای فقیر نیست، زمینه مساعدی را برای تنشها و اختلافات داخلی ایجاد میکند.
روابط ترک و عرب: ترکهایی که پس از قرن نهم میلادی شروع به پذیرش اسلام کردند، بیش از هزار سال بر اساس این دین زندگی کردهاند. برخلاف سایر ملتهایی که اسلام را پذیرفتند، آنها صرفاً مؤمنان عادی نبودند؛ آنها این دین را در یک منطقه جغرافیایی وسیع گسترش داده و نهادینه کردند و آن را حفظ کردند.این ترکها بودند که در برابر جنگهای صلیبی مقاومت کردند، استانبول را فتح کردند و اسلام را به قلب اروپا بردند. آنها با این دین ادغام شدند و نمایندگان واقعی آن شدند. مطالعات و قضاوتها در مورد این موضوع باید یک موضوع تاریخی باشد، نه مذهبی؛ و تاریخ باید بر اساس علم، نه اعتقاد، مورد بررسی قرار گیرد. جالب اینجاست که این کار در ترکیه انجام نشد؛ تاریخ عمدتاً از دریچه دین تفسیر میشد. این رویکرد ناگزیر منجر به تحریف تاریخ ترکیه شد و چنین نیز شد.روابط ترک و عرب در قرن هشتم میلادی، پس از ورود اسلام، با حملات امویان به مناطق ترکیه آغاز شد و تقریباً همه قبایل ترک خود را در میان خشونت شدید یافتند. توجیه ایدئولوژیک مورد استفاده در این حملات، گسترش اسلام بود، اما هدف واقعی پنهان، غارت مناطق ثروتمند ترکی و فارسی بود. مانند صلیبیون که از مسیحیت برای غارت خاورمیانه استفاده میکردند، امویان ادعا میکردند که اعمالشان جنگی برای دین (جهاد) است و از طریق این لفاظی به تجاوز خود مشروعیت میبخشیدند. پذیرش اسلام توسط ترکان، به دلیل ماهیت تسلیمناپذیرشان، نه به دلیل فشار امویان، بلکه یک انتخاب آگاهانه و اراده خودشان از قرن نهم به بعد بود.در دوره عباسیان، ترکان که سعی در غلبه بر فروپاشی امویان داشتند، شاید ناآگاهانه مسیر روابط ترکها و اعراب را تغییر دادند و به سرعت کنترل سیستم حکومتی را به دست گرفتند. پیچیدگی فرهنگی، ظرفیت سازمانی سیاسی و نظامی و سطح آموزشی آنها این امر را ممکن ساخت. این تسلط که در قرن دهم به اشکال مختلف آشکار شد، تا قرن بیستم ادامه یافت. در دولتهای متعددی که در این دوره تأسیس شدند، ترکها همیشه در موقعیت حکومت بودند، در حالی که اعراب همیشه تحت حکومت بودند.اولین مقاومت در برابر حکومت عثمانی توسط وهابیان در اوایل قرن نوزدهم آغاز شد. امیر محمد سعود در لحظهای که نیروهای عثمانی کمترین انتظار را داشتند، به مکه حمله کرد. برای اولین بار، قدرتهای بزرگ اروپایی از «تحریک مذهبی برای اهداف سیاسی» در امپراتوری عثمانی استفاده میکردند و بسیار موفق بودند. آنها با وجود مسیحی بودن، به قدرت پول و همدستان خود برای «تحریک مسلمانان علیه مسلمانان» تکیه کردند و این کار را بسیار ماهرانه انجام دادند.این سیاست که تا به امروز ادامه دارد، در ۲۰۰ سال گذشته علیه تمام تلاشهای مدرنسازی ترکها و اعراب برای استقلال استفاده شده است. سیاستهای شرقی بریتانیا، فرانسه یا آلمان (و اکنون آمریکاییها) کاملاً مبتنی بر استفاده از دین به عنوان یک ابزار سیاسی است. روابط ترکیه و کردها: از نظر ریشه، ترکها و کردها تاریخ مشترکی به قدمت هزاران سال دارند و با زندگی در کنار هم در محیطی صلحآمیز با یکدیگر ادغام شدهاند. آنها از بسیاری جهات زندگی و احساسات مشترکی دارند. در مورد ریشههای قومی کردها، بین مورخان اتفاق نظر وجود ندارد. برخی از مورخان معتقدند که کردها اصالتاً ایرانی، برخی گرجی و برخی دیگر قبیلهای ترک از آسیای میانه هستند (1). امپراتوری عثمانی سیستم تیمار را در منطقهای که کردها به تعداد زیاد در آن زندگی میکردند، اجرا نکرد. این امپراتوری اداره منطقه را به قبایلی سپرد که زمین را از پدر به پسر منتقل میکردند و به آنها حقوق ویژهای اعطا میکرد. آنها مالیاتهای حراج، جزیه و اشار نمیپرداختند. محیط اطراف آنها نیز تحت حمایت بود. اینها امتیازاتی بودند که پیش از این هرگز در تاریخ به دست نیامده بود. ترکهای آناتولی از این رویهها رنج زیادی بردند. ترکها یا به ایران مهاجرت کردند یا ترجیح دادند هویت واقعی خود را پنهان کنند. قبایل ترکمن که به هر دو زبان کردی و ترکی صحبت میکنند و امروزه به عنوان "کرد" شناخته میشوند، محصول این دوره هستند. با این حال، امروزه نه کردها میتوانند به جایی بروند و نه ترکیه میتواند به بخشهایی با قومیت غالب تقسیم شود. نه جایی برای رفتن وجود دارد و نه مرزی که بتوان تعیین کرد. هر دو عناصر اساسی ملت ترکیه هستند؛ آنها از طریق ادغام اجتماعی و فرهنگی در هم تنیده شدهاند و در سراسر ترکیه با هم زندگی میکنند. سازمانهای جداییطلب، با هدایت ایالات متحده و اتحادیه اروپا، تبلیغات ضد ترکی انجام میدهند که هنوز به عموم مردم نرسیده است و با حمایت مالی و سیاسی تقویت میشود. آنها محیطی آشفته و پر از درگیریهای بیپایان ایجاد میکنند و به عنوان مجری سیاستهای امپریالیستی در منطقه عمل میکنند. لفاظیهای برابری و آزادی، که آنها اغلب در مبارزات خود استفاده میکنند، البته بیارزش است. آنها قصد دارند تعادلهایی را که در طول سالها در آناتولی ایجاد شده است، بر هم بزنند. در دوران جمهوریخواهی، حذف اختلافات و امتیازات قومی (و مذهبی) شرط لازم برای ملتسازی محسوب میشد. این ابتکارات برخی از قبایلی را که قرنها در خودمختاری بیقید و شرط زندگی کرده بودند، نگران کرد، زیرا از تغییر در آداب و رسوم خود میترسیدند. این نگرانی، که نمایانگر محافظهکاری بود، توسط قدرتهای غربی ماهرانه مورد سوءاستفاده قرار گرفت و جداییطلبی مورد حمایت قرار گرفت. مقاومتها و قیامهای ضد ناسیونالیستی، که اقلیت کوچکی از جمعیت کرد را در بر میگرفت، در این دوره شکل گرفت. نتیجهگیری: دیدگاه و ارزیابی منفی از ترکها در عصر روشنگری غرب، در فرهنگ عرب نیز منعکس شده و با شدت بیشتری ادامه دارد. این دیدگاه منفی به مدتها پیش برمیگردد و تا به امروز ادامه دارد. اهمیت معاصر این نگرش در وجود یک درک پاناسلامیستی نهفته است که علیرغم ترکی بودن، هویت ترکی را انکار میکند و این واقعیت که این درک به یک نیروی سیاسی تبدیل شده و به مناصب تأثیرگذاری رسیده است. این یک تلاش جهانی است؛ با این حال، پایه فکری آن در قرنها احساسات ضد ترک نهفته است. وحدت ترک-کرد بر پایهی یک همجوشی چندوجهی ناشی از قرنها زندگی مشترک بنا شده است. درک ماهیت این همجوشی، درک ابعاد واقعی آن و اقدام بر اساس آن برای حفظ و توسعهی وحدت ملی و بهویژه برای خنثیسازی تحریکات قومی علیه شهروندان کرد تبار ضروری است. در قلب سیاست غربی که تحت پوشش «مسئلهی شرق» اجرا میشود، هدف تأمین وابستگی اقتصادی و بهرهبرداری از تفاوتهای مذهبی و قومی برای اهداف جداییطلبانه قرار دارد. این تحریکات که با حمایت مالی و سیاسی تقویت میشوند، به یک سیاست سیستماتیک و مداوم دخالت خارجی تبدیل میشوند. وقتی این امر با حکومتداری ضعیفی که قادر به رسیدگی به مشکلات جمعیت فقیر نیست، ترکیب شود، زمینهی مساعدی برای تنشها و اختلافات داخلی ایجاد میکند. بسته به ماهیت وحدت قومی یا مذهبی، جنبشها و درگیریهای جداییطلبانه پدیدار میشوند. وقایع اواخر امپراتوری عثمانی پیامد دردناک این سیاست است.
منابع: - منبع: Metin AYDOĞAN، سنت های مدیریت از دوران باستان تا جهانی شدن و ترک ها، جلد-1، صفحات: 733-793 - (1) Cengiz ÖZAKINCI، مجله Butundunya، شماره فوریه 2010: http://www.butundunya.com/#index.php?




Comments