برای درک صحیح جهانی شدن
- Serkan ÇAVDAR
- 21 hours ago
- 2 min read
درک صحیح جهانی شدن، سرکان چاودار
همه افراد درگیر در احزاب سیاسی، به ویژه آنهایی که در مناصب رهبری هستند، باید جهانی شدن، شرایط فعلی جهان، ویژگیهای کشور خود و چگونگی کارکرد روابط بینالملل را درک کنند و بر اساس آن سیاستهای مشخصی تدوین کنند.

از منظر دینی، جهانی شدن در سیاسی شدن اختلافات قومی و مذهبی در کشورهای توسعه نیافته منعکس میشود، پدیدهای که نه خودجوش، طبیعی و نه اجتنابناپذیر است. بلکه یک اجرای برنامهریزیشده، مبتنی بر قدرت مالی و سیاسی است که طراحی و حفظ شده است. این امر به عنوان ابزاری مؤثر برای تضعیف و تجزیه این کشورها مورد استفاده قرار میگیرد.
خلاصه مطالعه نظری - 20 فوریه 2021
در تاریخ ۲۰ فوریه ۲۰۲۱، به عنوان یک پلتفرم سیاست علمی، ما روی موضوع
فاشیسم و نازیسم پس از جنگ جهانی اول در ایتالیا و آلمان ظهور کردند و نژادپرستانه تلقی میشدند. با این حال، هنگامی که در کنار مبانی اقتصادی و طبقاتی آنها تجزیه و تحلیل میشوند، مشخص میشود که آنها مستقیماً با منافع شرکتهای انحصاری مرتبط هستند. رویههای اقتصادی در ایتالیا و آلمان، که توسط دیکتاتوریهای فاشیستی اداره میشوند - مانند خصوصیسازی مؤسسات دولتی، اعطای قراردادهای بزرگ دولتی به شرکتهای انحصاری و خصوصیسازی مجدد بانکها (که پس از سقوط ۱۹۲۹ ملی شدند) پس از تأمین مالی افزایش سرمایه آنها با بودجه دولت - شباهتهایی با رویههای فعلی دارند. موسولینی و هیتلر امروزه توسط همه کشورهای غربی محکوم میشوند، اما سیستم اقتصادی که آنها ایجاد کردند به ندرت مورد انتقاد قرار میگیرد. برعکس، این سیستم امروزه با حوزه نفوذ بسیار گستردهتر، شدیدتر و گستردهتری ادامه دارد. فاشیسم ایجاد و حفظ سلطه شرکتهای انحصاری از طریق خشونت آشکار است.
امروزه، شرکتهای انحصاری، با قدرت مالی، نفوذ سیاسی و ساختارهای سازمانیافتهی رو به رشد خود، از مزیت چشمگیری نسبت به نیروی کار غیرسازمانیافته برخوردارند. کارگران از ترس از دست دادن شغل خود از اتحادیهها و اعتصابات اجتناب میکنند. تضاد ساختاری بین حقوق کارگران و منافع شرکتها همچنان ادامه دارد و باعث ایجاد مشکلات و درگیریها میشود. مبارزهای که کارگران و سایر نیروهای کارگری، متحد با جنبشهای استقلال ملی، انجام خواهند داد، از تجربه سازمانی و سرمایه فکری کافی برای موفقیت برخوردار است.
از منظر دینی، جهانی شدن نشان میدهد که سیاسی شدن اختلافات قومی و مذهبی در کشورهای توسعه نیافته، پدیدهای خودجوش، طبیعی یا اجتنابناپذیر نیست، بلکه عملی برنامهریزی شده است که از طریق قدرت مالی و سیاسی ایجاد و حفظ میشود. این عمل ابزاری مؤثر برای تضعیف و تجزیه این کشورها است. تبدیل گروههای قومی و مذهبی - متشکل از افرادی ناآشنا با جهان، فاقد تجربه سازمانی، منابع مالی و با تحصیلات کم یا بدون تحصیلات - به امپراتوریهای قدرتمند جهانی، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی، روشنترین گواه این امر است.
نتیجهگیری؛
همه کسانی که در احزاب سیاسی مشارکت دارند، به ویژه آنهایی که در مناصب رهبری هستند، باید جهانی شدن، وضعیت فعلی جهان، ویژگیهای کشور خود و سازوکار روابط بینالملل را درک کنند و سیاستهای مشخصی را تدوین کنند. برای کسانی که مایل به دفاع از حقوق کشور و مردم خود هستند، این به معنای ضد امپریالیستی بودن است.
همبستگی تودهای لازم در این مسیر از طریق سازماندهی حاصل میشود و سطح بالایی از آگاهی از طریق روشنگری حاصل میشود. برای اینکه روشنفکران بتوانند آگاهی مناسب را به تودهها منتقل کنند، باید قبل از هر چیز خودشان از آگاهی مناسب برخوردار باشند.
سرکان چاودار، درک صحیح جهانی شدن
۱۴/۰۵/۲۰۲۱ ۱۹:۲۰




Comments